سرگرد احمق به پدرام و پوریا که ترخیصی های برج ۲ هستن مرخصیِ پایان دوره داد ولی نمیدونم چرا به من مرخصی نمیده!البته یه قول هایی داده که منو هم پس فردا که میشه یکشنبه بفرسته برم بوشهر.با این حال حتی اگه به قولش هم عمل کنه ، در حق من خیلی ظلم شده و واقعا زیر ۱۵ روز مرخصی حق من نبود.آخه ۱۵ روز کجا و ۶ روز کجا!البته این آخر خدمتی ، سرگرد گفته فقط معاون گروهبان نگهبان باشم ولی خوب مسئولیت داره و سخته.چند تا سرباز جدید هم بهمون دادن ولی دیگه به حال من آنچنان فرقی نمی کنه.
ایشالله یکشنبه برم خونه و توی همین یه هفته کارهای مثبت زیادی انجام بدم و به خصوص شروع کنم به نوشتن یه رزومه شیک!گر چه بدون داشتن سابقه کار ، نوشتن رزومه کار خیلی سختیه ولی به هر حال بدون رزومه که نمیشه!باید هر جا که نیروی انسانی صفر کیلومتر خواستن مدارکم رو بفرستم و قبل از پایان سال ۹۷ یه شغل خوب دست و پا کنم.خدایا خودت کمکم کن...
راستی دیشب که معاون بودم خیلی بارون زد و نگهبان های بدبختِ من ، توی بارون و گل و لای میرفتن سر پستشون.کافی بود چند قدم برداری تا کلی گل و لای بچسبه به پوتین.ولی هوا عالی شد و امروز هم که اومدم توی شهر ، هوا بسیار شفاف و دلپذیر شده.افسرسرنگهبان هم دیشب خیلی آدم خطرناکی بود ولی در کل به خیر گذشت.
فردا دوباره معاون هستم.خدا رحم کنه...
